آموزش وپرورش زمینه سازرشد فکری، اخلاقی، فرهنگی وتربیتی انسان های یک جامعه پویا است. معلم باتوجه به نفوذ معنوی ونقش الگویی خود دربین دانش آموزان، به عنوان رکن اصلی در پیشبرد این هدف محسوب می شود. معلم با محتوایی که دراختیار او قرار داده می شود برای رسیدن به هدف تلاش می کند، ازجمله ملاک هایی که درگزینش و ارایه ی محتوا های تربیتی مورد توجه قرار می گیرد ملاک های اخلاقی است . لزوم توجه به اخلاقیات و ارزشها همواره به عنوان یک مسئولیت مهم و سنگین بر دوش نظام های آموزشی و تربیتی جهان به ویژه در جوامع دینی احساس شده است، به همین علت اندیشمندان در این قرن، تربیت اخلاقی را تنها تعلیم و تذبیت شایسته و ضروری می دانند(سجادی،1379). از آنجا که تربیت اخلاقی بر تمام جنبه های شخصیت انسان اثر می گذارد و می تواند سرنوشت فرد و اجتماع را تحت الشعاع قرار دهد، همواره از مهم ترین دغدغه های بشری در طول دوران بوده است(حقیقت،1378)
از آن جا که برای شکل گیری شخصیت انسان هیچ مکانی بهتر از مدرسه و محیط آموزش و پرورش نیست، آموزش اخلاقی وظیفه ی مدارس است و چون مدارس از جامعه جدا نشدنی است باید ترتیبی اتخاذ شود که آموزش های اخلاقی در برنامه های مدارس گنجانده شود.(شریف زاده،1374)
واژۀ تربیت از ریشه ی «ربب» است و در کتابهای لغت، دارای معانی متعددی همچون سرپرستی، کامل کردن، اصلاح امور، تدبیر، تأدیب، چیزی را ایجاد و انشا کردن و به تدریج از حالت نقص به حد تمام رساندن و سوق دادن شیء به سمت کمال و رفع نقایص است. به نظر می رسد معنای تربیت از ریشه ی «ربب»، همین معنای اخیر است و سایر معانی همه از آثار و لوازم این معنا باشد؛ زیرا در تمام معانی مذکور، به گونه ای معنای تدبیر برای سوق دادن به سوی کمال وجود دارد. در واقع، مشتقات کلمه ی تربیت از ریشه ی «ربب»، مانند ربوبیت، رب، مربوب، ربانی، ربیون و ارباب، در متون اسلامی فراوان به کار رفته است.(ضرابی،1390)
تربیت در اصطلاح نیز عبارت است از فراهم ساختن زمینه های رشد و شکوفایی تربیت پذیر و رساندن او به مرحلهای که استعدادها و قابلیت های را بروز دهد (مصباح، 1382)
تربیت اخلاقی، بخشی مهم از علم اخلاق را تشکیل میدهد و چون مباحث آن عمدتاً ناظر به راهکارهای عملی و ارائه ی توصی هایی در باب عمل است، گاهی از این بخش با نام «اخلاق عملی» یاد می شود. در مقابل، به آن بخش از مباحث اخلاقی که به توصیف خوبی ها و بدی های اخلاقی می پردازد، «اخلاق نظری» می گویند (دیلمی و آذربایجانی، (1333
بدین ترتیب، تربیت اخلاقی، آموزش اصول و ارزشهای اخلاقی و پرورش گرایش ها و فضیلت های اخلاقی است که در آن ابعاد شناختی، عاطفی و رفتاری اخلاق مورد توجه قرار گرفته است (داودی، .133).در این راستا نظام آموزشی نیز به سراغ تربیت اخلاقی رفته و در هدف گذاری خود برای همه دوره های تحصیلی اهداف اخلاقی را پیش بینی کرده است. اهداف اخلاقی اهدافی عام هستند که باید بر تمام آموزش ها حاکم باشند.برای رفع اشکالات مطرح شده باید شیوه آموزش از جنبه ذهنی خارج شود و با تغییرات و تحولات اساسی،آموزش نوینی را در امر پرورش اخلاقی آغاز نماید. به هرحال آنچه مسلم است دانش آموز اگر به جای حفظ مطلب با مسایل سروکار داشته باشد و آنها را لمس کند،از تأثیر قابل توجهی برخوردار می شود.مثلا می توان رفتار دانش آموز در موقعیت های مختلف را بررسی نمود و همچنین از خودش خواست تا رفتارش را ارزیابی نماید و سپس به اصلاح رفتارهای غلط اقدام نماید.حتی میتوان موقعیت هایی را ایجاد کرد تا دانش آموز عکس العمل خویش را بسنجد،که در کلاس های پرورشی این زمینه ها ملموس تر است. باتوجه به آنچه گفته شد،اخلاق مانند سایر رشته ها تنها یک برنامه درسی نیست که دانش آموزان مطالعه نمایند و مطالبش را حفظ نموده و نمره ای بگیرند و سپس همه را به فراموشی سپرده،بدون آنکه در زندگی از آن بهره ای ببرند و نتیجه ای بگیرند .عده ای،تربیت اخلاقی را با پند و اندرزدادن مساوی تلقی می کنند.در حالی که موعظه تنها یک روش-آن هم روش نسبتا ضعیفی-از روشهای تربیت اخلاقی است. تربیت اخلاقی یاری شه افراد برای کسب بین و معرفت است تا درست را از نادرست بشناسند و بتوانند در رفتار خوی تحولات اساسی و مثبتی در رسیدن به هدف ایجاد نمایند.