مدرسه، نخستین نهاد رسمی است که از طریق معلمان، گروه همسالان، جو مدرسه، و برنامه درسی تعلیمات مدنی( لنگتون،1969) دانش آموزان را هم به نحوه کار اجتماع محدودشان (مدرسه)و هم جامعه ای که در داخل آن سهمی خواهند داشت و بالتبع از حقوق و مسئولیت هایی برخوردار خواهند شد قادر میسازد (باتری،1993).
در این رابطه نقش معلمان به عنوان افرادی که در بالاترین سطح از تعامل میان فردی با دانش آموزان قرار دارند و الگویی قابل مشاهده و در دسترس برای سازندگان فردای اجتماع تلقی می شوند، قابل بررسی و تأمل است.
معلم می تواند از شیوه های خاص در کلاس استفاده نماید مانند :
- طرح دقیق و عمیق اخلاق،همراه با تمثیل و طرح سئوالاتی از دانش آموزان در زمینه مثالهای مطرح شده
- تشویق دانش آموزان به مطالعه کتابهای اخلاقی
- مباحثات اخلاقی با رهبری معلم
- بحث پیرامون احساسات و ارتباطات شخصی و نکات اخلاقی آن
-اجرای نمایش هایی که دانش آموز خود ایفاگر نقشهای مثبت و سازنده باشد
- استفاده از فیلم های اخلاقی
-استفاده از ضبط، ویدیو، تا رفتارهای واقعی بچه ها ضبط شود و برای شناخت بیشتر از خودش به او عرضه شود
- قراردادن آنها در موقعیت هیجانی تا بتوانند مسایل اخلاقی و شخصی خود را حل کنند
-در اختیار قراردادن تجربیات دیگران، برای اینکه درک آنها وسعت یابد
این شیوه ها اثرات بسیار مفیدی در آموزش اخلاقی و تربیت اخلاقی دارند و باعث می شوند دانش آموز با مسایل اخلاقی درگیر شود و در اندیشه فرو رود. این روشها نظر دانش آموز را جلب می کند و انگیزه یادگیری قوی می گردد. مثلا ایجاد موقعیت های خاص هیجانی با ضبط رفتار واقعی بچه ها باعث می شود مسایل و مشکلات شان را به شکل ملموسی بشناسند و درصدد حل آن برآیند. از نقش بازیکردن نیزمیتوان استفادهء قابل توجهی نمود.اگر فردی دارای یک مشکل اخلاقی است. مثلا ترسو است باید به او اجرای نقش فرد شجاعی را داد. این شیوه باعث انتقال و ایجاد این روحیه در او می گردد.
معلم نباید خود را به یک شیوه محدود نماید بلکه باید ترکیبی از روشها را داشته باشد.
همچنین معلم باید در آموزش اخلاقی همانند کل آموزش، رعایت تفاوت فردی دانش آموزان را بنماید.بعضی از دانش آموزان به مثال های بیشتر،بحث وسی عتر و شیوه های خاص تری نیاز دارند(حسینی ،1370)